مرزهای نامرئی!

    پرنده ها را دیدم که در آسمان پرواز می کردند. بال می زدند و در آسمان بی مرز، پیش می رفتند. با خود گفتم که چه آزادند! چه بی خیال! چه رها! مرز و محدوده ای ندارند و به آنجا پر می کشند که می خواهند. هیچ کسی هم از آنها نمی خواهد که شناسنامه و گذرنامه شان را نشان بدهند و آسمان آبی شان را کسی خط کشی نکرده! اگر از مرزها رد شوند، کسی اسلحه به رویشان نمی کشد و زندانیشان نمی کند و اگر روی خاک سرزمین های دیگر فرود بیایند، کسی از آنها نمی پرسد که کشورشان کجاست. آسمانشان یکی است و زمینشان یکی!

    به خودم نگریستم. به مردم. به انسانها! همه ما انسانیم. همه روی یک کره زندگی می کنیم و با این حال چقدر از هم جداییم! آن زمان که خداوند، ما را بر زمین آورد، آنجا یک پارچه بود. یک خاک و آب. یک هوا! و ما چقدر پست بودیم که در طول زمان این زمین را تکه تکه کردیم. به خودمان اجازه دادیم زمین را خط کشی و مرز بندی کنیم. قاره ها، کشورها، ایالتها، قبیله ها، شهرها و در نهایت خانه ها را ساختیم و آنها را مرز گذاشتیم و به خود اجازه دادیم که مالک محدوده هایمان باشیم!

    آه که چه بی شرمیم! حتی یکبار هم از خود نپرسیدیم که به حق کدام سند مالکیت، زمینی را که خداوند به ما اجاره داده است، محدوده گذاری می کنیم و خود را مالک آن می دانیم؟ آخر این چه تبی است که وجود ما را گرفته است و از ما می خواهد که مرزهای بیشتر و بیشتری را از آن خود کنیم در حالی که در واقعیت هیچ مرزی وجود ندارد. مرزها را خود ما ساخته ایم. نه تنها در این کره ی خالی، بلکه در ذهن هایمان! آخر این چه جنونی است؟ به دست خود، مرزها را ساخته ایم و خودمان را نیز مجبور کرده این که این محدودیت ها را بپذیریم.

    آخر چرا نمی خواهیم یاد بگیریم؟ چرا اصرار بر
محدودیتهای خود ساخته داریم؟ آیا باران و باد را هم مجبور خواهیم کرد که تنها در
درون مرزهای مشخص شده ببارند و بوزند؟ آیا به خاک می گوییم که حق ندارد سوار بر
بال باد از سرزمینی به سرزمین دیگر برود و آیا جلوی پرواز پرنده ها را نیز خواهیم
گرفت؟ آیا به بیماری و مرگ نیز خواهیم گفت که پیش از ورود به سرزمینمان، پاسپورت
بگیرند؟ و آیا جلوی عقل را نیز می گیریم تا دانش خارج از این مرزها را نیاموزد؟ بیایید
برای یک لحظه به این بیندیشیم: آخر چرا مرز؟

/ 3 نظر / 13 بازدید
همایون

سلام.ممنون که بهم سرزدی[بغل]

همایون

اگه با تبادل لینک موافقی خبر بده[بغل]